
نام فایل : تار و تنبور3
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 16
حجم : 104 کیلوبایت
به نام تار و دف و تنبور و ني
پيشگفتار
آنگاه كه كلام باز ميماند
موسيقي آغاز ميگردد
موسيقي هنري است كه حامل تنظيم و تركيب صدا ميباشد و مسلماً زيبايي و جذابيت آن بر حسب تأثيري است كه در روح شنونده ميگذارد.
ميتوان گفت كه موسيقي نماينده احساسات و روحيات لطيف و يا شاديها و رنجهاي هر قوم و ملت است. همان طور كه هگل ميگويد «موسيقي به حد اعلاء هنر احساس است» موسيقي احساسات و عواطف را صدا دار ميكند و همان طور كه گفته شد آنجا بيالن و زبان عاجز است موسيقي آغاز ميشود.
موسيقي زباني است بينالمللي براي بيان آمال و آرزوها و رنجها و شاديها و تفكرات اقوام و همچنين تراوشات روحي و فرهنگي آنها . از آنجايي كه آداب و عادات اقوام متفاوت است بديهي است كه موسيقي آنها نيز يكسان نميباشد، روح و ذوق شوق و مشرق زمين با غرب يكي نيست و بديهي است كه داراي هنرها و موسيقي متفاوتي ميباشند كه هر كدام به نوعي قابل تعمل و تفكر هستند .
بنابراين خاستگاه موسيقي نماينده ذوق و تفكر اقوام است موسيقي هر كشور بيانگر خاطرات پرفراز و نشيب ايام گذشته و نمونه احساسات و عواطف آدمهايي است كه در آن تمدن خاص رشد كردهاند، و در عين حال قدمت تمدن و كيفيت فرهنگي و تاريخي آن تمدن و سرزمين ميباشد.
موضوع تحقيق و كنفرانس بنده راجع موسيقي، تحليل و بررسي و موسيقي غرب بويژه از مرسوم بدراك ميباشد، لذا تصميم بر اين است تا بيشتر به مفاهيم اعتقادي و فلسفه فكري جاري در اين نوع موسيقي و همچنين شكلگيري و پايهريزي
Bock
پرداخته شود و سعي شده تا كمتر به مسائل و نكات فني و علمي در باب موسيقي پرداخته شود.
زيرا ديدگاهها و افكار و احساسات جدا از مسائل تكنيكي ميباشند.البته اين دو فاكتور هميشه در كنار هم بازدهي كافي دارند.
اميد به اين كه اين تحقيق بتواند براي خواننده، مفيد واقع شود ونكات مبهم و برداشتهاي غلط شخصي را در مورد سبكي از موسيقي بهبود بخشد و همچنين توانسته باشد تاريخچهاي مختصر از شكلگيري موسيقي
Bock
را براي آشنايي بيشتر علاقهمندان ارائه دهد.
عماد لشكري
دي ماه 1382
مقدمهاي پيرامون موسيقي
انسانها از كمبود ادبيات خوب، هنر خوب نمايش خوب موسيقي خوب در رنج نيستند، بلكه از چيزي كه باعث شد، اينها به ظهور نرسند در رنج هستند.
در بياني كوتاه آنها از يك توطئه شرمآور تا خود آگاه رنج ميبرند كه آنها را تبديل به دشمنان هنر و هنرمندان كرده است.
آنها از اين واقعيت رنج ميبرند كه هنر به عنوان نيروي اوليه در زندگيشان شمرده نميشود. آنها روزانه از اين حقيقت يعني تظاهر به اين كه ميتوانند بدون هنر زندگي كنند در غذاب هستند.
(هنري ميلر)
براستي ميتوان گفت كه هر كسي كه از موسيقي يا نقاشي يا تئاتر يا ادبيات خوب لذت نميبرد بيمار است.
...