
نام فایل : اصول علم اخلاق در تدريس دانشگاهي
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 14
حجم : 58 کیلوبایت
مقدمه
هدف از ارائه اين مطالب درواقع تهيه جايكاهي براي اصول اخلاقي مي باشد كه مسئوليت هاي حرفه اي پرفسورهاي دانشگاه را در نقش آنها به عنوان يك معلم بيان مي كند.
اصول اخلاقي كه در اين جا تصوير شده است درواقع همان خطوط هدايتي مي باشند . آرمانها يا نوكه بايد به حساب آورده شوند و ساير شرايط و چگونگي هايي كه درطراحي آناليز تدريس دانشگاهي بايد در نظر گرفته شود هدف از ارائه اين مطالب تهيه يك ليست از قوانين سخت و مشكل و يا يك كد اصولي رفتاري نمي باشد . و يا تعيين جريمه و كينو براي متخلفين مورد نظر نيست و و يا اينكه به طور اتوماتيك با تمام وضعيت ها موافقت كند و تمام احتمالات را كنترل كند.
و يا هدف مخالفت كلي با آزادي آكادميك نمي باشد . اما ترجيحاً راههايي را كه با در نظر گرفتن آزادي آكادميك در يك طريق معتبر مي تواند به كار گرفته شود را توصيف مي كند.
و در نهايت اين متن تنها يك ارزشيابي و تخمين نخستين و اوليه مي باشد و يا مي توان از آن به عنوان يك ايده خوب نام برد كه در واقع نمي تواند از يك نتيجه گيري نهايي لازم باشد . يك نتيجه گيري نهايي كه از طريق مذاكره و بحث و رسيدگي درمورد نيازهاي لازم مورد قبول واقع شده باشد .
در واقع علم اخلاق در تدريس دانشگاهي به وسيله انجمن تدريس و فراگيري در تعليم برتر گسترش و توسعه يافته است كه به رسيد بزرگان جايزه تدريس ملي
3M
كه اسامي آنان در صفحه اول نام برده شده بنيان گذاري شده است . اين متن به وسيله فعاليت هاي شغلي در تدريس دانشگاهي مورد بحث قرار گرفته است و براي پروفسور هاي دانشگاه در سراسر كانادا ارسال گرديده است .
انجمن تدريس و يادگيري تعليم برتر مقصد است كه اجراي اين فن اخلاقي آنچنانكه توصيف شد مي توان براي مدرسان دانشگاهي سودمند واقع شود. براي رفع ابهاماتي كه درمورد مسئوليت ها مي تواند وجود داشته باشد و اين همكاري مي تواند به معني بهبود درتدريس واقع شود.
و به خطار دلايل ذكر شده
STLHE
توصيه خواهد شد كه اين مبحث به طور كامل دانشگاههاي كانادا مورد بحث و گفتگو قرار گيرد .
با كمك نيروي پروفسورها ، دانشجويان و مديران همچنين رسيدگي دانشگاهها و قبول وا نجام اصول اخلاقي مشابه مبحثي كه در اين جا شرح داده خواهد شد .
اصل اخلاقي 1
ميزان صلاحيت آموزشي
يك استاد دانشگاه داراي درجه بالايي از تسلط بردانش مورد نظر مي باشد و مي تواند ما را مطمئن سازد كه مندرجات آموزشي رايج دقيق مربوط به موضوع بحث و درخور و مطابق با برنامه هاي آموزشي دانشجويان در طول مدت تحصيل آنان مي باشد . اين اصل اخلاقي به اين معني است كه يك استاد درمورد نگهداري موضوعاتي كه ارائه مي دهد مطابق و هم جهت با هدف كه و مباحث علمي آموزشي مي باشد .
به طوريكه تناسب مندرجات آموزشي براين روست كه مطالبي كه در مندرجات آموزشي مي باشد با هدف هاي آموزشي و كليت آن مطابقت دارد و ؟؟؟ جويان را به ميزان كافي براي مطالب آموزشي آماده مي سازد جاييكه درس فصلي پيش نيازي براي مطالب آموزشي كه در قسمت بعد ارائه مي شود.
در واقع مباحث آموزشي شامل موضوعاتي مي باشد كه فرضيه ها و مفاد گوناگون و متفاوت را در بر مي گيرد .
موضوعاتي كه حاكي از نظريات ، تصديق شده و لحظاتي كه از قبل جاي گرفته اند مي باشد . موفقيت در كفايت آموزشي مستلزم اين مي باشد كه اساتيد گامهاي ؟؟؟؟ درمورد آكاهي از دانش روز مطابق با جايگاه آموزشي كه دارند بردارند.
به اين صورت از مطالب آموزشي لازم ودانشي كه استاد در اين مقام لازم است تا برخوردار باشد آگاهي داشته باشد تا به اندازه كافي آمادگي ارائه موضوعات مهم ونكت مورد نظر را داشته باشد . موارد خاص درمورد قصور در انجام دادن صلاحيت هاي اخلاقي زماني رخ مي دهد كه يك استاد موضوعاتي را تدريس مي كند كه آموزش بنيادي نارسايي درمورد آن دارد ويا زماني كه اصل علمي را به غلط تفهيم مي كند از يك سياست اجتماعي و ياتئوري حمايت مي كند.
و يا هنگامي كه يك آموزشيار درمورد موضوعات آموزشي كه در آن علاقه شخصي دخالت دارد احساس مسئوليت مي كند .
اصل اخلاقي 2
...