
نام فایل : ادبيات كودكان2
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 10
حجم : 57 کیلوبایت
عنوان كتاب
((تاريخچه ادبيات كودكان ))
نويسنده :صديقه هاشمي نسب
سال تحصيلي 82-81
دبيرستان فيضيه منطقه تبادكان
با تشكر
خديجه بهروزيان
مقدمه
چون به سرزميني بيگانه پاي مي نهيد شما را به وسيله زبانتان به مليتي نسبت مي دهند و جلوه هاي فرهنگتان را كه با زبان بيان شده به ياد مي آورند : زبان هر مليتي آيينه فرهنگ اوست و مليت يك فرد را به زبانش باز مي شناسد .
ابعاد و آثار مختلف فرهنگي يك قوم را به زبانش باز مي نويسد .
گذشته فرهنگي يك ملت را به زبانش منتقل مي سازندو بزرگترين رشته همبستگي را بين يك قوم به زبانشان استوار مي سازند گويند چون خداوند بزرگ بر قومي خشم گيرد زبانشان را از ايشان بازستاند .
پس بقاي يك ملت بر فرهنگش استوار است و مظهر فرهنگش زبانش مي باشد .
اولين تحول انساني يك نوزاد آويختن به زبان است . حفظ يك ملت و فرهنگ ،وابسته به ميزان سرمايه گذاري است كه براي انتقال زبانش از پدران به فرزندان مي نمايند .
اگر به كودكي ارزش زبانش را باز شناسد حركت تمامي ابعاد فرهنگي را به آينده آسان نموده اند .
يكي از مهمترين وسايل اين انتقال ادبيات هر ملت است كه زبان وسيله آن است . زبان و ادبيات چنان آميخته اند كه معمولاً جايگاه وسيله و هدف فراموش مي گردد .سخن از فرهنگ بود . بايد گفت انسان در فرهنگ زاده مي شود . در فرهننگ مي زيد و در فرهنگ مي ميرد . آنچه در يافت مي كند ميراث فرهنگي است براي بهتر زيستن و آگاهانه هنر زيستن را تجربه كردن . گفتن ، نوشتن ،انديشيدن ، دين ، آيين شعر ،ادبيات ، موسيقي ، تئاتر ، هنر ، سياست و قانونگذاري همه وهمه از اركان و اجزاي فرهنگ يك قوم است كه از طرفي نيز ميراث فرهنگي اجتماع مي باشد .
تاريخچه ادبيات كودكان در ايران
تاريخچه مختصر در ادبيات كودكان را در قياس با عظمت ادبيات فارسي بايد در تاريخچه تعليم و تربيت جست و جو نمود . پدر ، مادر ، مربيانتعليم و ترببيت و نويسندگان و محقيقين ايران با وجود اهميتي كه براي تربيت كودك قائل بودند ،به دوران كودكي به عنوان زمان آموزندگي و نقش پذيري نگريسته اند اما آن را مورد مشاهده علمي قرار نداده اند . كودكي را براي رسيدن به بزرگسالي مي دانند .
كودك را همان بزرگسال مي بينند با قدرت آموزندگي بيشتر . پس در اين حافظه تا مي توان بايد اطلاعات ذخيره نمود وبس.به همين دليل آنچه را براي كودك و نوجوان به وجود مي آورند تجانس با روحيه و طرز فكر او نداشت وبا توجه به ظن خودشان به كودك ترديت مي شدند .
در زمينه افسانه ها ،مثلها ، داستانهاي آميانه كه به طور طبيعي به وسيله مادران و پدران باز گو مي شد اين نقص ديده نمي شد .
ادبيات عاميانه مانند ادبيات مردم در هر نقطه ديگر آينه اي است از خصوصيات خلقي و مسائل آن قوم .در لالاييهاغم تنهايي مادران ديده ميشود . در مثل ها شوخ طبعي و رندي هوشيارانه و طبع طنز پسند ايراني ، در افسانه هاي حماسي روح بلند و آزادي طلب مردمي ديده مي شود كه همواره كوشيده اند تسليم ستم نشده ،موجوديت خود را به اثبات برسانند .گنجينه اديبات عاميانه سينه به سينه از دهان مادر بزرگ ها به گوش نوه ها رسده است و گاه نويسنده اي شنيده ها را با فكر خود در آميخته اند و آثاري نظير شاهنامه به وجود آورده است . كسي كه اولين بار داستانهاي عاميانه ايراني را براي كودكان گردآوري نمود صبحي مهتدي بود كه فعاليتهاي خود را از سالهاي قبل از شهريور 1320شروع نمود . او از طريق راديو با بچه ها گفتو گويي داشت واز آنها مي خواست كه در راه گرد آوري داستانها او را ياري نمايند و به اين ترتيب سيل داستانها ، مثل ها وترانه ها به سويش روانه شد . صبحي نيز اين افسانه هادر كتابهاي افسانه ،افسانه هاي كهن و عمو نوروز به ثبت رسانيد .
پايه گذاران ادبيات نوين كودكان :
در حدود سالهاي 1300 جبار عسگر زاده (باغچه بان )كه نمونه يك معلم واقعي بود به خلق خواندنيهاي خاص كودكان مي پردازدبراي آنها شعر مي گويد و نمايشنامه مي نويسداو كودكان را خوب مي شناخت وبا زبان و رفتارهاي آنها آشنا بود . گر چه در زمان زندگيش بسياري از آثارش به طبع رسيد اكما پس از وفاتش مجموعه اشعارش به نام «من هم در دنيا آرزو دارم و افسانه بابا با برخرداري از فنون چاپ جديد منتشر شد .
...