
نام فایل : خلاصه داستان رومئو و ژوليت - ويليام شکسپير 7 ص
فرمت : .docx
تعداد صفحه/اسلاید : 6
حجم : 1 مگابایت
خلاصه داستان رومئو و ژوليت
-
ويليام شکسپير
رومئو و ژوليت از دو تا خانوادهي کله گنده! بودن که از قديمالايام با هم دشمني داشتن و عمراً کنار نميومدن با هم. هر وقت هم بين اينا درگيري ميشد، کلي تلفات ميداد
.
رومئو عاشق يه دختري بود به اسم رزالين و خودش رو ميکشت واسه دختره ولي رزالين اصلاً عين خيالش نبود و اين موضوع خيلي رومئو رو اذيت ميکرد. يه روز دوستجونِ رومئو براي اينکه يه کم تفريح کنن و حال رومئو بهتر بشه و انقدر به رزالين فکر نکنه، بهش خبر ميده که خانوادهي فلاني - خانوادهي ژوليت اينا در واقع
!
البته اون موقع، رومئو نميدونسته که اصولاً ژوليتي وجود داره - يه مهموني بزرگ قراره برگزار کنن و کلي دختر خوشگل اونجا هست از جمله رزالين و اگه بياي با هم بريم، ميتوني کلي رزالين رو ديد بزني. رومئو ميگه نه، اونا من رو ميشناسن. بعد اگه اونجا ببينن من رو که بدون دعوت اومدم به مهمونيشون، فکر ميکنن قصدم مسخره کردنشون بوده، بعد دعوا راه ميفته. ولش کن اصلاً. دوستجونش ميگه خب ميتوني ماسک بزني. کسي نميشناسدت، چيز غير متداولي هم نيست. خلاصه انقدر اصرار ميکنه تا رومئو از رو ميره و قبول ميکنه
...